می دونی فرق تو با خون چیه ؟

خون میره تو قلبو برمی گرده ولی تو میری تو قلبو دیگه بر نمی گردی
I'm sorry.
I?m so sorry, for what I?ve done to you.
I just never realized how much you love me.
I guess no one ever had this feeling for me.
I wish that I?d never told you, what?s wrong with me.
You turned out to someone , who I never met before.
Your fear for me, your anger for him.
I saw your tears rollin? all over your face.
It has making me cry to.
I?ve hurt you so much, & I didn?t know it.
I wish that I could rewind this time.
Just for you, Just for me.
I?ve never felt this way before, so depressed.
But I know one thing, the pain in my heart makes me weaker.
Weaker, until I can?t take it anymore.
I just wish everything could have turned out differend.
Cuz? there?s no way back now?

رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن
ابتدای یک پریشانی است حرفش را نزن
آرزو داریکه دیگر بر نگردم پیش تو
راهمان با این که طولانیست حرفش را نزن
دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا
دل شکستن کار آسانیست حرفش را نزن
خورده ای سوگند روزی عهد مارا بشکنی
این شکستن نا مسلمانیست حرفش را نرن
حرف رفتن می زنی وقتی که محتاج تو ام
رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نرن
|
|
|
من قطره اشک شقايقم گلچيني از تلخي حقايقم
فرداها آمدند و رفتند جا مانده از لحظه لحظه دقايقم
برگ زردي بر شاخه اي خشک يا خاکستري از ذره اي مشک
چه حاصل شد از سوختنم دل به مهر ديگري دوختنم
بازيچه اي بودم ز احساس همه را چو رو کردم به خلاص
بشکست غرورم وز سادگي اين بود عاقبت ديوانگي
ديگر دروغست مي و ميخانه عشق مجازي و اين عالم بيگانه
قلبم سرشار از عشق توست ، اما دستانم به اندازه ی حجم دستان تو خالیست
حالاست كه بايد فرياد بزني
میدونم دیگه دوستم نداری اما من عاشقتم تا ابد منو ببخش
|
میدونم اینیکی دیگه شاید خیلی قافیه و وزن نداره " اما راستش حمین حالا تو ذهنم
اومد " حتی اگه قافیه و وزن هم داشت فرقی نمیکرد چرا که هیچوقت نوشته ها
نمیتونن تمام احساسات آدم رو بیان کنن
امشب به قصه دل من گوش می کنی فردا مرا چو قصه فراموش می کنی
قلبم گرفت ای نازنین نفس دیگه نفس نیست....آه این زمین و سرزمین واسم به جز قفس نیست......

شاید باور نکردی آن زمان که گفتم می روم برای ابد رفتم.....هیج گاه جدی نگرفتی که صبح گاهی خواهد آمد که خواهم رفت....آخرین وداعم را دیدی اما باز سکوت کردی.....تنها گفتی کاش امشب بمیرم.....و من در گرداب خاطراتم به تو فهماندم که سخن ات پوچ است.....مرگ تو با رفتن من فرا نمی رسد و این چه زیباست!
و اکنون دیر زمانی است که من رفته ام....گویا هرگز نیامده بودم.....باز چون همیشه خورشید طلایی رنگ طلوع می کندو شبان گاهان ماه نقره فام رخ می کشد در آسمان خیا لت.....اما دیگر سلامی نیست

سعی کردم برم پیشش ولی نشد
تا اومدم بگیرمش خوردیم به هم بارون گرفت
شدیم جدا از دل هم ........
الان اون یه جاست و من یه جا.
یادمان باشد که امروز طلوع دیگری ندارد
آدم به زمین آمد
این حادثه رویا نیست
این فرصت بی تکرار
عشق است و معما نیست
تي دلم برات تنگ ميشه ميرم پشت ابرا......
وقتي دلم برات تنگ ميشه ميرم پشت ابرا و گريه مي کنم پس هر وقت بارون اومد بدون که دلم برات تنگ شده

دوباره دل هوای با تو بودن کرده
نگو این دل دوری عشقتو باور کرده
دل من خسته از این دست به دعاها بردن
همه آرزوهام با رفتن تو مردن
حالا من یه آرزو دارم تو سینه
که دوباره چشم من تو رو ببینه

وقتي هستي نيستم , وقتي نيستي هستم , وقتي هستم نيستي, وقتي نيستم هستي اي همه ي نيست شده ي هستي من, هستي من نيستي مي شود وقتي تو نيستي
چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خواهم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي ميشنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي ميخواهم خودت را براي پرستش مي خواهم
اي
كاش انروز كه دستانت را براي خدا حافظي تكان ميدادي مي دانستي تپش قلب من در گرو قدم هايت بود و انگاه كه از من دور ميشدي نفسم به شمارش مي افتاد
عشق را با تو تجربه کردم ، اميد به زندگی را در تو آموختم
محبت را در قلب تو يافتم ، اي شاپرک شبهاي تنهاييم با هر تپش قلبم مي گويم
دوستت دارم
چشمان هميشه عاشقم در انتظار توست
پا به پای تو در این جاده زندگی می ایم
یک لحظه نیز از تو دور نمی شوم !
می ایم با همین پایهای خسته ولی عاشقتر از گذشته!!
عاشقانه با تو می ایم
همسفرم باش ای نازنینم
به پایان جاده بیندیش همین سفر خیلی زیباست
به او بگویید دوستش دارم،
به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من درآن غرق شده،
به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور و شعر و ترانه برد،
و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد..
به او بگویید دوستش دارم،
به او که گل همیشه بهارمن است،
به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است و
به او که عشق جاودانه من است
baraye onke hamekasame ama heif ke dir fahmidam ama bazam dosesh daram
من ماند ام تنهای تنها باغم تو ....!!!

می رسد روزی که بی من روزها را ........